راز غمانگیزی که Red Dead Redemption 2 پنهان کرده و احتمالاً متوجه آن نشدهاید

در میان تمام بازیهای ویدیویی، کمتر عنوانی را میتوان یافت که از نظر جزئیات ریز و ویژگیهای پنهان، با Red Dead Redemption 2 برابری کند. راکاستار گیمز با وسواس مثالزدنی روی کوچکترین نکات کار کرده تا افول غرب وحشی را به شکلی زنده و باورپذیر به تصویر بکشد.
بسیاری از بازیکنان با جزئیات مشهوری مانند واکنش بدن اسبها به سرما یا خستگی بیشازحد آنها آشنا هستند. اما در دل دنیای وسیع بازی، داستانها و اتفاقات مرموز و گاه تلخی نیز وجود دارد که نشان میدهد زندگی در آن دوران تا چه اندازه سخت و بیرحمانه بوده است.
از ماجرای تاریک مزرعه خوکهای خانواده آبردین گرفته تا ربات مارکو دراگیچ که بدون درک کامل مفهوم مرگ، برای «پدر» ازدسترفتهاش سوگواری میکند، همگی تصویری تلخ از این جهان ارائه میدهند. با این حال، جزئیات غمانگیز بازی به این موارد ختم نمیشود.
یکی از نکات کمتر دیدهشده، به جمعیت بایسونها در بازی مربوط میشود؛ موضوعی که میتواند دل بسیاری از دوستداران حیوانات را به درد بیاورد. یکی از کاربران ردیت با طرح این پرسش که غمانگیزترین نکته پنهان بازی چیست، بحثی را میان طرفداران به راه انداخت و پاسخی خاص توجهها را جلب کرد.
در این نظر آمده است: «هرچه بازی جلوتر میرود، تعداد بایسونها کمتر و کمتر میشود و اگر خودتان آنها را شکار کنید، دیگر هرگز بازنمیگردند.»
هرچند از نظر فنی، انقراض کامل بایسونها تنها در نسخه اول Red Dead Redemption که وقایع آن پس از RDR2 رخ میدهد ممکن است، اما در رد دد ردمپشن ۲ نیز کاهش شدید جمعیت آنها بهوضوح قابل مشاهده است.
این جزئیات، بازتابی تلخ از واقعیتهای تاریخی به شمار میرود؛ زمانی که مهاجران غرب آمریکا در اواخر قرن نوزدهم، بایسونها را بهطور گسترده شکار کردند و این گونه باشکوه را تا مرز انقراض پیش بردند. اقدامی که حتی با هدف فشار آوردن به بومیان آمریکا انجام میشد؛ مردمانی که برای تأمین غذا و پوشاک خود به این حیوان وابسته بودند.
در مقابل، بازی امکان انقراض کامل طوطی کارولینایی را نیز به بازیکن میدهد؛ پرندهای واقعی که متأسفانه در سال ۱۹۱۸ و با مرگ آخرین نمونه در اسارت، رسماً منقرض شد و دیگر هرگز در طبیعت دیده نشد.
با این حال، در دنیای واقعی سرنوشت بایسون آمریکایی خوشبینانهتر بوده است. این گونه در دهههای اخیر بهطور قابل توجهی احیا شده و اکنون آیندهای نسبتاً امن پیش روی خود دارد؛ نکتهای امیدوارکننده که شاید کمی از تلخی این روایت تاریخی و بازیمحور بکاهد.




